خداوند چيزی زيباتر از غم نيافريده است.

چنان مستی و لذتی در غم نهفته است

که به همه شاديهای دنيا می ارزد...

   + جناب مهندس - ٧:٠٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٥ تیر ،۱۳۸٤

 

برادرم نصيحتم می کند...

او می گويد سعی کن اشتباهات من را تکرار نکنی...

می گويد بايستی سريعتر کار را تمام کنی

نگران مسائل مالی هم نباش...

من همه جوره حمايتت می کنم...

او چيزی نمی داند

فقط می داند که کسی هست...

سکوت می کنم...

ماشين عروسی از کنارمان می گذرد...

می گويم چه ماشين عروس قشنگی

هر دو نگاهش می کنيم و مهدی برايشان بوق می زند...

و ما همچنان در سکوت راهمان را می پيماييم...

   + جناب مهندس - ٧:٠۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٥ تیر ،۱۳۸٤