والسلام نامه تمام
من با تو به کار جان فروشی کار تو همه زبان فروشی
من مهر تو را به جان خریده تو مهر دگر کسی گزیده
گر با دگری شدی هم آغوش ما را به زبان مکن فراموش
غم در دل من چنان نشاندی کازرم در آن میان نماندی
چون عشق تو در من استوار است با صورت تو مرا چه کار است
عشق تو رقیب راز من باد زخم تو جگر نواز من باد
با زخم من ار چه مرحمی نیست چون تو به سلامتی غمی نیست
گر من شدم از فراق رنجور باد از تو فراق چون تویی دور
هر سر که شد مطیع رایت انداخته باد زیر پایت
+
جناب مهندس - ۱۱:٢٤ ب.ظ ; یکشنبه ٢٩ دی ،۱۳۸٧

