عزیزکم سلام
باران می بارد
حالیا معجزه باران را باورکن
و سخاوت را در چشم چمن زار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد
خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شده ای
تو چرا این همه دلتنگ شده ای
بازکن پنجره ها را
و بهاران را
باور کن...
همچنان مشتاق توام...
+
جناب مهندس - ۱:٤٠ ب.ظ ; جمعه ۱٥ آذر ،۱۳۸٧

